احمد بن محمد حسينى اردكانى
49
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
تمدن و تعاون و اجتماع ، زيرا كه نوعش منحصر در فرد نيست ، و وجودش به انفراد ممكن نيست ، پس اعداد متفرقه و احزاب مختلفه و انعقاد بلاد در تعيّشش ضرور است ، و در معاملات و مناكحات و جنايات به قانونى محتاج مىباشند كه عامّهء خلق به آن رجوع نمايند ، و بر طبق آن قانون به عدل حكم نمايند ، و الّا جمع فاسد و نظام مختل مىگردد ، زيرا كه هر احدى مجبول است به جلب آنچه رغبت و احتياج به آن دارد و بر كسى كه در آن چيز مزاحم او گردد غضب مىكند ، و آن قانون شرع است . و ناچار شارعى مىخواهد كه معيّن نمايد از براى مردم منهجى را كه به سلوك آن منهج معيشت ايشان در دنيا منتظم گردد ، و سنّت قرار دهد از براى ايشان طريقى را كه وصول به جوار خدا به واسطهء آن حاصل شود ، و به ياد آورد ايشان را امور آخرت و رحيل به سوى پروردگار خود ، و انذار كند ايشان را به روزى كه : يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ( فصلت ، 44 ) و تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ( ق ، 44 ) ، و هدايت كند ايشان را به طريق مستقيم . و بايد كه شارع انسان باشد ، زيرا كه تعليم ملك انسان را و تصرّفش در ايشان بر اين وجه ممتنع است ، و درجهء باقى حيوانات از اين مرتبه انزل است . و بايد كه مخصوص باشد به آياتى از جانب خدا كه دلالت كند كه شريعت او از جانب خداوند عالم قادر غافر منتقم است ، تا آنكه نوع در نزد او خاضع گردند و باعث گردند آن آيات از براى كسى كه واقف شود بر آنها اينكه اقرار به نبوّت او نمايد ، و آن معجزه است . و چنان كه در عنايت بارى ارسال باران ، مثلا ، براى انتظام نظام عالم ضرور است و باران مىفرستد ، همچنين در نظام [ عالم ] كسى كه صلاح دنيا و آخرت را به ايشان بشناساند ضرور است . پس نظر كن به لطف و رحمت بارى كه چگونه جمع نموده است در ايجاد آن شخص ميان نفع عاجل در دنيا و خير آجل در آخرت . بلى كسى كه انبات شعر بر حاجبين و تقعير اخمص قدمين را مهمل نگذارده است ، چگونه وجود رحمت عالمين و سائق عباد به سوى رحمت و رضوان را در نشأتين مهمل مىگذارد ؟ پس اين شخص خليفهء خدا است در زمينش . و معنى خليفهء خدا در زمين بعد از اين مذكور خواهد شد . و بايد كه آن پيغمبر عبادات را براى مردم قرار دهد . و عبادات ، يا وجودى است و نفعش به همان عبادتكنندگان اختصاص دارد ، مانند اذكار و صلوات كه ايشان را حركت